راه اندازي بخش جديد از مطالب وبلاگ .

مراسم ايرانيان از نوروز تا نوروز سال بعد ( منبع : كتاب از نوروز تا نوروز نوشته پژوهشگر كوروش نيكنام ) . زين پس كليه مراسم ايرانيان را در اين قسمت و 5 تا 10 روز زودتر از فرا رسيدن مراسم در اين قسمت بخوانيد .

بسياري از سنت ها و مراسم مردم ايران يادگاري از گذشته هاي دور اين كشور است و بي گمان پيروان دين زرتشت سهم بيشتري در شكوفايي و گسترش ويژگي هاي فرهنگ ايراني داشته اند زيرا از آغاز در اين سرزمين با همت و پشتكار اشويي را پاس داشته اند وبراي رسيدن به آسايش و آرامش در زندگي وبهره مندي از جلوه هاي مهر شادي و هنر آيين هايي را در هر زمان به فرهنگ پيشين خود افزوده اند .

 

درد و دل

«‌ موسيقي »

مي خوام ايندفعه درد و دل كنم

يكم از سنگيني دوشم كم كنم

آره ، راست ميگي منو چه به مشكلاي جامعه

كسي حتي منو پشه هم حساب مي كنه

فقط بلدم چرت و پرت بگم

كاغذاي سفيد رو خط خط بكنم

حالا بگذريم حرفم چيه

تا حالا گوش كردي اينها چي ميگن ؟

بابا همين خواننده ها رو ميگم

اينها كه فكر كردن ما خريم

هر چي اونا ميگن ما بايد گوش كنيم

مَثَل همين يارو سيبيلو

همون كه سه تا آلبوم اولش دزدي بود

اي بابا افتخاري رو ميگم

سبكش تا حالا فكر كردي چيه

پاپ مي خونه يا سنتي

فقط كم مونده بياد رپ بخونه

آبروي سنتي خون هارو برده

از دستش شجريان چي ميكشه

راست هم گفته : افتخاري مايه ننگ مويسقي ايرانه

حالا اين يكي كه عاليه

اين پسره بي شرف ساسي رو گوش كردي

بي ادب فكر كرده اينجا خونشونه

حرفاي ننه ، باباشو شعر كرده

توي آلبوم دافي شاپ پخش كرده

باز در عوض خدا خيرش بده

اين آخر ها شيش و هشت خونده

حالا بياين سراغ اين بي شرف ديگه

مي خواد با مورچه ها كنسرت بده

آخه نكبت كسي تا حال بهت گفته اطلاعات عمومي چيه ؟

گوساله توي شعرات با مردم حرف بزن

مي خواي بري زير ِ زمين

اونجا كه مورچه ها به راك

مي خونن از يه عشق پاك

فكر كردي روي زمين ديگه عشق پاك نيست

حتما بايد بري قبرستون

به خدا همتون به خاطر همون چهار تا خواننده خوبه كه زنده اين

آقاي افتخاري دليل زنده بودنت شجريانه

هي ساسي اگه كسي رپ گوش ميده

به خاطر ياس و هيچكسه

يه وقت فكر نكني به خاطرفلاكته

متين جون ايران با راك فاصله داره

چون خودت تنهايي به چيز شعرات گوش ميدن

ولي اينجور كه داره پيش ميره بايد منتظ كنسرت شجريان با ياس باشيم

به فكر راك با ساز تار باشيم

حيف كه اصلا خوشم نمياد

« وگرنه مثله شاهين نجفي همتون رو به فوش مي بستم دقيقا مثله لوس آنجلسي ها »

جون مادرتون بياين مثله آدم بخونين

اگه ميخواي سنتي با كه نه بيا رپ بخون

دوست داري رپ كني خوب از درداي جامعه بگو

رپ فقط ماله انتقاده

فوش رو بذار كنار خواننده باش .


شعر 6

« بي رحمي »

تو اين دنيا كه فقط بوي باروته

بوي بي پولي بوي قارونه

نگاه ها همه از روي طعنه

حرف و كلام همه زخم زبونه

از روي ترحمه هر كي كه مهربونه

از ته دل واقعا مجنون مرده

به فكر هم بودن ديگه الكيه

ديگه كسي نمياد دست تو رو بگيره

به قول يارو نمكي با چرخش كنار يه بنزه

راست ميگه اينها داستان نيست ، اينها بيداده

يا بيا ببين اين پسر درد كشيده چي ميگه

پدر و مادر اون كجان چرا الان در به دره

فكر كردي خودش ميخواسته اوباش باشه

اصلا كي گفته پسرامون اوباشن دخترامون هرزه

اينها همه جبره ، جبر جغرافيايه

اون بالا شهري تو پول باباش در حال قلته

اين پايينيه به خاطر بقاس كه بهش ميگن دزده

مي دوني چرا به همه گداها ميگن اين يارو معتاده

دو زار نذارن كف دستش به خاطر اينه

توي اين دنيا ديگه جاي همه چيز داره عوض ميشه

جاي مهربوني حالا ديگه نا مهربونيه

بجاي وفا فقط صفا توي تنهاييه


چرنديات

اين چرنديات هم تقديم به دوست خوبم هادي جون

از دور كه نگات مي كنن بس كه كثيفي همه رحمشون مياد

ولي نزديك كه ميان خيلي خوشكلي نا قولا .

بايد به تو گفت همون مرغ كثيف ، شتر خوشكله .

نا كس اسمت شترمرغ ولي شانست از نوع خره .

همه دور نماي نزديك پشيمونن تو بر عكسي .

تو توي دختر بازي نقش چيو داري ؟

مرغ سفيدي يا كه نه به نفعته شتر باشي .

حقه تو اينه گردنتو بگيرن با داس اونو از وسط دو تا كنن . (مزرعه)

آخه بي شرف وقتي كوپن قند و روغن به مرغا ميدادن

تو نقش مرغ بودي حالا بي وجدان تو شتري ؟

تو زمان مصر باستان چي بودي .

نه كنه كاهن معبد بودي ؟

اگه اشتباه نكنم تو خودت مهندسي .

مهندس پله ترك داره پارك ملت مشهدي .

يا نه بذار بهتر ببينمت تو بوشي .

فكر كردي رئيس دنيايي و صلح دوستي .

خوراك تو يك جفت كفش خبري بعد هم جا خاليه .

آقا يا خانوم شترمرغ مي بيني مردم دارن باهات چيكار مي كنن ؟

تخم هاتو بعد از كار دستي صادر مي كنن .

اينها بدون همش حقته جواب دو دره بازيه .

بيا يك بار هم كه شده درست و حسابي باش .

يا بيا مرد باش و شتري زندگي كن .

يا كه نه در عين مرغي ، زن بمون و حقتو بگير .

« شتر مرغ »

شعر 5

« اظطراب »

 

در آن لحظه مرا خوانَد

صدايي ، مرا   تَب از برداشت

اين تَب نبود حول و هراس است

چه چيزي مرا آشفته كرده است

همان تصوير بود آيا ؟

همان پسر با پدر پشت سطل زباله

يا كه نه صداي آن كلاغ از پشت بام است

چه چيز گويد در اين سرماي زمستان

گلايه است آيا در صدايش

شكايت از بهر چه ، با او عذابي است

نمي دانم شايد از بي مرامي است

نمي دانم شايد تشويشش مثل من باشد

شايد نگران از وضع دنيا . . .

شعر 4

« عشق »

 

با يك نگاه را عاشق شدن گويند ابلهان

با يك تبسم عاشقي باشد مگر

عاشقي دلدادگي يا پاكدلي است عاشقي

مهرباني يك عمر خواهد عاشقي

آبرو برند عاشقان امروزي

از سر عاشقي هاي  ديرينه ي  ديروزي

عاشقي كوه كندن بهر ليلي است

عاشقي مجنون بازي در ديوانگي است

سهراب را هفت روز بر سر دست داشتن است

عشق همان كمان آرش است

عشق را سودابه تصوير كرد

زين نكته باشد در نهان

عشق هرچه باشد دگر عشق ديروز نيست .


شعر 3

« خيال »

به شب بايد تصور را به پا كرد

نظر را به آن فردا آرزو ها

در آن خود را بجويم در اميد ها

كه باشد بهترينم در همانجا

در آنجايي كه هر چه خواهم همان است

به فرش يا كه نه به عرش هم خوانم همان است

در آنجا كه خط پاياني ندارد

روم تا اوج خواستن ها

بباشد ثروتم بر ارزش ها

از آن مال منالم هم ببخشم

به آن پير گدايان ازمحبت

بدارم لطف در بي نيازي

به آن كس كه ندارد پدر ، مادر ، پول و مكنت

پروازم باشد با آن ابر گريان

به سوي مردان دلداده صفا را

از آنهل جويم نيك بختي

بخواه از آنان رَهِ خوشبختي

گر آنان نوري ز ظلمت باشند برايم

مرا بهترينم حقم باشد

حقم ز اميد ها باشد

اميدم ز پيري باشد

پيري از پس جواني باشد

جواني در حال باشد

حال با صفا باشد

پس بهترينم از آن حال باشد

ز حال بايد آرزو هايم محقق باشد

مرا حال بايد حال باشد

مرا حال بايد حال باشد

من ديگر نگويم اميدم از آينده خواهم

مرا حال بايد حال باشد

مشاهده پروفايل نويسنده