شعر 12

« به خودم »

 

تو كه مي كني فكر ز ديگران بهتري

تو كه مي كني همه مورد قضاوتي

ز سنگ دل مرده اي

نه آنكه به پاي زنده اي

خودت به آينه ، آينه ز خود ديده اي

تو كه نواي ني به دل نداده اي

تو كه ز خلق بد ، بدتري

تو كه ز حق نداده گوش و فكري

تو كه ز درد عالم نبرده اي غمي

نشايد كه نامت نهند آدمي

هماني كه خود تكاني به دل دهي

سر ز لاك من بيرون نهي

جاي شب ، سپيده پرتو زني

خود به خلق پيوند نهي  

ببايد به تو دهند احسني


شعر 11

« زندگي از ديد . . . »

زندگي شايد همان شلوار برموداي خانوم در پياده روست

زندگي شايد همان موهاي بولند فرفري

زندگي شايد همان تضاد جنسيت

زندگي شايد همان كوري از نوع اجاق

زندگي شايد همان از صبح تا شب براي نان دويدن

زندگي شايد همان خرج كردن جسمي بهر مشتري

زندگي شايد همان آخر ترم و امتحانات

زندگي شايد همان change car بچه جردني

زندگي شايد همان به بن بست رسيدن ها

زندگي شايد همان حق يتيم خوردن است

زندگي شايد همان پول نفتي كه در سر سفره ها

زندگي شايد همان تقدير شوم سرنوشت

زندگي شايد همان دالان تنگ آخرت

اما از ديد من زندگي همان راه بي پايان پر انتهاست . . .

جشن سپندارمذگان

جشن اسفندگان « سپندارمذگان يا اسفندارمذگان »

روز سپندارمذ از ماه اسفند برابر با 29 بهمن

اسفند يا سپندارمذ در اوستا به صورت « سپَنتَه اُرمئي تي » آمده است اين واژه معني فروتني و برباري دارد . سپَنتَه اُرمئي تي ، نام يكي از امشاسپندان و نام پنجمين روز هر ماه در گاهشماري سي روزه زرتشتيان است .

امشاسپندان سپندارمذ ، در نقش مادي خود نگهبان زمين است و از آنجا كه زمين نيز مانند زنان در زندگي انسان نقش باروري و باردهي دارد ، جشن اسفندگان براي ارج نهادن به زنان نيكوكار برگزار مي شود . در زمان گذشته و در برخي از گوشه هاي سرزمين ايران ، در اين روز ، بانوان لباس و كفش نو مي پوشيدند ، زناني كه مهربان ، پاكدامن ، پرهيزگار و پارسا بودند و در زندگي زناشويي خود فرزندان نيك را به جامعه تحويل داده بودند مورد تشويق قرار مي گرفتند . اين روز را مي توان روز عشق بيان كرد و در اين روز ، زن ها از مردان خود پيش كش هايي دريافت مي كردند و بلعكس ( البته اين روز در ايران باستان بيشتر براي يزرگداشت زنان انجام مي شده است ) . آنها در اين روز از كارهاي هميشگي خود ، در خانه و زندگي خانوادگي معاف مي شدند . در روز جشن اسفندگان ، مردان و پسران كارها و وظايف جاري زنان را انجام مي دادند .

اكنون زرتشتيان جشن اسفندگان را به نام زنان نيكوكار و پاكدامن گرامي مي دارند و در بيشتر شهرها و روستاها اين روز را به نام روز زن و روز مادر زرتشتي جشن مي گيرند .

زرتشتيان در تالار آدريان حضور مي يابند ، نقش بانوان در پويايي و گسترش فرهنگ زرتشتي توسط سخنران ها بيان مي شود و با پذيرايي از شربت و شيريني و پرداختن به شادماني هاي گروهي ، جشن اسفندگان را با شكوه برجسته اي گرامي مي دارند .

نمونه غربي اين جشن كه همه ايرانيان آنرا مي شناسند ( دزدي شده از ما كه خود را نميشناسيم ) :

در قرن سوم ميلادي كه مطابق مي شود با اوايل امپراطوري ساساني در ايران، در روم باستان فرمانروايي بوده است بنام كلوديوس دوم که عقايد عجيبي داشته است از جمله اينكه سربازي خوب خواهد جنگيد كه مجرد باشد. از اين رو ازدواج را براي سربازان امپراطوري روم قدغن مي كند. كلوديوس به قدري بي رحم وفرمانش به اندازه اي قاطع بود كه هيچ كس جرات كمك به ازدواج سربازان را نداشت.اما كشيشي به نام والنتيوس(والنتاين)،مخفيانه عقد سربازان رومي را با دختران محبوبشان جاري مي كرد.كلوديوس دوم از اين جريان خبردار مي شود و دستور مي دهد كه والنتاين را به زندان بيندازند. والنتاين در زندان عاشق دختر زندانبان مي شود .سرانجام كشيش به جرم جاري كردن عقد عشاق،با قلبي عاشق اعدام مي شود...بنابراين او را به عنوان فدايي وشهيد راه عشق مي دانند و از آن زمان نماد و سمبلي براي عشق مي شود .

اما كمتر كسي است كه بداند در ايران باستان، نه چون روميان از سه قرن پس از ميلاد، كه از بيست قرن پيش از ميلاد، روزي موسوم به روز عشق وجود داشته است!

اين دو جشن تنها چهار روز با هم فاصله دارند .

البته من كاري به جشن ولنتاين كه از ما اقتباس شده يا نه ندارم ، حرفم اين است ما كه خود فرهنگ به اين بزرگي داريم چرا به فرهنگ غرب چنگ زده ايم ؟

حال بنشينيم ، كمي بينديشيم ، كدام از آن ماست ، كدام افتخار ماست ؟

هنوز هم دير نيست كه تقويم را بجاي خود برگردانيم .

منابع :

كتاب " از نوروز تا نوروز " نوشته ي كوروش نيكنام نماينده اقليت زرتشتي در مجلس

و بخش نمونه غربي از بلاگ " بهشت گمشده " نوشته ي دوست خوبم كوروش جون

zir.

نزديكترين مراسم ايران باستان - پرسه همگاني

پرسه همگاني

روز اورمزد از ماه اسفند برابر با 25 بهمن

خلاصه مطلب :

در اين روز زرتشتيان ساكن در شهرهاي بزرگ مانند تهران با دريافت آگهي كه از سوي انجمن زرتشتيان آن شهر به خانه ها ارسال مي شود و اسامي در گذشتگان سال گذشته در آن آمده است ، به تالار آدرين مي روند و در مراسم پرسه خواني شركت مي كنند . كساني كه به پرسه مي آيند مقداري قهوه يا بلوري از نبات را كه از سوي انجمن فراهم شده بر مي دارند و به وان در گذشتگان درود مي فرستند . موبدان گاتاها ( اشعار اشو زرتشت يگانه پيامبر ايراني ) مي سرايند و سخنرانها نيز در مو ضوع ها گوناگون ديني ، آييني و فرهنگي صحبت مي كنند .

توضيحات كامل ( ادامه مطالب بالا ):

در يزد و در روستاهاي آن ، مانند پرسه همگاني ماه تير ، هرگاه يكي از اعضاي خانواده از سال گذشته تا روز پرسه همگاني ِ ماه اسفند در گذشته باشد ، در خانه او مراسم پرسه برپا مي شود . قهوه و نبات ، سيني ميوه ، كَلَچه مو ُردو آتشدان ِ آتش فراهم مي گردد ، آشنايان و خويشان براي شادي روان در گذشتگان به خانه هايي مي آيند كه در آن مراسم پرسه برپا شده است ، هر نفر چند شاخه سبز موُرد و عود را با خود مي آورد ، آن را در پِسكَمِ مَس مي گذارند و براي چند لحظه مي نشينند و بازماندگان اين خانه ، چاي يا شربت به آنها مي دهند سپس قهوه و نبات بر مي دارند و از خانه پرسه خارج مي شوند . شاخه هاي موُرد به نشان تداوم زندگي به خانه هاي ديگري مي برند كه آنها نيز براي درگذشتگان خود در اين سال ، پرسه برگزار كرده اند .

سه روز ديگه حتما بياين . يكي از مهمترين جشن هاي ايران باستان رو ميخوام بنويسم كه جهاني شده ولي از ما دزديدن و اسمشو هم عوض كردن .

شعر10

« تولد »

تقديم به خواهر گل و عزيز تر از جانم .

هر زمستان كه آمده است

يك بهار هم به تو آمده است

همان بهاري كه خواهان صدتاي ديگرم

مهرنوش جان به خدا هستي جگرم

تولد شانزده سالگيت مبارك

شعر9

« چرخه ي زندگي »

همه رفته بودند به شهرشان

من مانده بودم يكه و غريب و تنها

صداي آهنگي كه محسن نامجو ميخواند

خانه دقيقا مثله آخر ترم قبل

همه رختخواب ها پهن بود روي زمين

ليوانها كثيف ، دوتا كنار سماور

مابقي همچو رختخواب ها

ماكت مي ساختم براي ترم كه گذشت

ترمي كه از ابتدا نحس بود

گنجشكها راديدم از پنجره

گويي آنها هم از اين باراني كه آمده بود مسرور بودند

يك جفت قمري مان هم روي لامپ مهتابي حياط لانه مي ساختند

من هنوز گرم كارم

يك ليوان كنار سماور گويي تميز بود

آه يك چاي گرم در اين خستگي مي چسبد

در حال خوردن چاي چيزي به پنجره خورد

پرنده ها بودند با هم بازي مي كردند

لحظه اي گذشت

از حياط صداي بال كبوتري به گوش آمد

واي . . .

پرنده ها بازي نمي كردند

يك قمري تنها شد

جفتش را شاهين خورد . . .

جشني شبيه جشن سده : هيرومبا

در روستاي شريف آباد اردكان ، رسمي شبيه به آتش افروزي سده در هر سال انجام مي شود كه هيرومبا نام دارد تاريخ آن در گاه شماري بدون كبيسيه و غير فصلي از جاي پيشين ، به روزهاي آخر هفته آخر ماه فروردين منتقل شده است .

زرتشتيان شريف آباد براي تهيه هيزم آتش هيرمبا به نيايشگاه ِ پير هريشت مي روند . اين نيايشگاه در فاصله حدود چهارده كيلو متري شمال شرقي روستاي شريف آباد قرار دارد ، بعضي از افراد با پاي پياده به صورت گروهي يا دسته هاي كوچك از شريف آباد تا نيايشگاه مي روند . مرداني كه شب به نيايشگاه رسيده اند ، سپيده دم روز بعد به دشت مي روند و هيزم جمع مي كنند .

رسم چوب زني : در اين كار نمادين ، به جوان يا مردي كه براي نخستين بار در مراسم جمع آوري هيزم هيرومبا شركت مي كند ويا اينكه در ان سال ازدواج كرده يا صاحب فرزند شده است ، چوب زده مي شود .

كساني كه شركت نكرده اند : نوجوان هايي كه نتوانسته اند براي جمع آوري هيزم هيرومبا به نيايشگاه پير هيريشت و دشت روبري آن بروند ، در همان روز و به صورت گروهي چند نفره ، به سراغ خانه هاي زرتشتتيان در شريف آباد مي روند ؛ حلقه در خانه را به صدا درمي آورند و اين شعر را مي خوانند :

شاخ ، شاخه هرمني

هر كي كه شاخ بدهد خدا ، مرادش بدهد

هر كي كه شاخ ندهد خدا ، مرادش ندهد

و به اين ترتيب هر كس هيزم كنار گذذاشته برا اين مراسم جمع آوري مي شود . اين مراسم سه روز طول مي كشد .

براي دريافت ادمه مطلب در خبرنامه عضو شويد تا برايتان ارسال گردد .


شعر 8

« نمرات »

آن لحظه سخت تر از فراق هم گذشت

آن كوه كتاب كه در ترم نخوانديم هم گذشت

آن لحظه كه برگه ها را به ما دادند هم گذشت

وقتي گفتند برگه ها بالا ، وقت تمام است آن هم گذشت

اما يك چيز هنوز مانده است . . .

آن لحضه كه نمرات روي تارنماي دانشكده ظاهر مي شود

آري آن است كه مانده است

آيا لحظه ظهور نمرات

هنگام غروب من است

آيا نمرات همچو اولي زيباست ؟

داني نمره اول چه بود

عددي كه خودم عاشق آنم

مي خواهي نمونه اش داني ؟

تعداد خان هاي رستم

تعداد رنگهاي رنگين كمان

تعداد تيرهاي اولين كلت دنيا

تعداد طبقات آسمان

تعداد سالهاي خشكسالي يوسف

يا كه نه تعداد سالهاي پرباري ژوزف

و هزارانِ ديگر

اما باز هم نمدانم نمرات ديگر چه است

فقط اين را مي دانم

كه با اساتيد ديگر همچو استاد درس بالا

كلكل نكرده ام . .

و در ژوري هم منفي ندارم .

جشن سده - نزديكترين جشن

واژه سده ، از ريشه ي ست در زبان پهلوي آمده است و معني آن عدد « صد » مي باشد . هنگامي كه ايرانيان سال را به دو فصل تابستان و زمستان تقسيم كرده بودند ، از آغاز فروردين تا پايان مهر ماه هر سال را تابستان مي گفتند و از اول آبان تا پايان اسفند را زمستان مي ناميدند . آنان هنگامي كه صد روز از زمستان و از شروع ماه آبان مي گذشت و روز دهم بهمن فرا مي رسيد ، آن را سده مي ناميدند و جشن مي گرفتند .

براي دريافت ادامه مطلب در خبرنامه عضو شويد تا مطلب برايتان ارسال گردد .